ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

202

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

( 433 ) سال چهار صد و سى و سه بيان درگذشت علاء الدوله بن كاكويه در محرم اين سال علاء الدوله ابو جعفر بن دشمنزيار ، معروف به ابن كاكويه ، پس از بازگشت از بلدهء ابى الشوك ، درگذشت . كاكويه بدين سبب به او گفته شده كه پسر دائى مجد الدوله بن بويه بود و دائى به زبان آنها « كاكويه » است . پس از درگذشت . او ، فرزندش ظهير الدين ابو منصور فرامرز كه ارشد فرزندانش بود بجاى او نشست و سپاه از او اطاعت كرد . فرزند ديگرش ابو كاليجار گرشاسف ( گرشاسب ) به نهاوند رفت و در آنجا اقامت گزيد و حفظش كرد و اعمال جبل را ضبط كرد و براى خود گرفت و برادرش ابو منصور فرامرز دست از او كشيد . علاء الدوله مستحفظى داشت در قلعه نطنز ، ابو منصور كس فرستاد تا آنچه از اموال و ذخاير نزد او هست بوى بفرستد ، آن مستحفظ از تحويل آنها خوددارى و عصيان ورزيد . ابو منصور باتفاق برادرش ابو حرب بدان صوب رفتند كه بهر كيفيتى كه ممكن است قلعه را از وى بگيرند . ابو حرب رو به قلعه بالا رفت و با آن مستحفظ در عصيان ورزى موافقت كرد و ابو منصور باصفهان برگشت . ابو حرب به غزهاى سلجوقى كه در رى بودند ، پيام فرستاد و از آنها يارى طلبيد . گروهى به قاجان ( كاشان بايد باشد ) رفته وارد آنجا شده ، شهر را غارت و تسليم ابى حرب نمودند و به رى برگشتند . ابو منصور سپاهى بدان سوى گسيل داشت كه آنجا را از برادرش بگيرد . ابو حرب اكراد و غيرهم را گرد آورد . و سركرده‌اى بر آنها گمارد و باصفهان فرستاد كه به گمان خود آنجا را بگيرد . ابو منصور هم سپاهى بمقابلهء آنها فرستاد . و هر دو گروه با هم تلاقى كردند و جنگيدند ، سپاه ابى حرب منهزم و گروهى از افراد